هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
213
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
هذيانگونهء ديگرى كه با مقام پيامبر و عصمت او از گناهان كوچك و بزرگ چه پيش و چه پس از نبوت سازگارى ندارد . ( 1 ) نظر برتر در تفسير اين آيه است كه آن فتح كه باعث انتشار اسلام و گسترش دامنهء آن و ورود قريش به اسلام گرديد ، برخورد قريش و ديگر اعراب را با تو ديگرگون ساخت و آنان شروع كردند ترا به عنوان مردى نيكوكار ، مهربان ، دلسوز ، و با عاطفه ببينند . در حالى كه پيش از آن ترا مردى بريدهء از خاندان و عشيرهاش و ستمگر و بيرون از دين و روشها و آداب پدران خود مىديدند . اين نگرش كه قريش با آن به تو مىنگريست ، دگرگون گشته و اكنون ترا پيش از ورودت به مكه و پس از آن نيكوكار و مهربان و دلسوز نسبت به خود مىبينند . و براى قريش خطاهائى را كه نسبت به تو انجام داده بودند و گناهانى كه به تو نسبت داده بودند آشكار نمود . به ويژه آنكه نزول اين سوره پس از صلح حديبيه در نزد همهء مفسران ، امرى بىارتباط به آن نيست . برخى نيز نزول آن را پس از فتح مكه دانستهاند ، و اين هم بعيد نيست . ( 2 ) در بعضى از روايات آمده هنگامى كه پيامبر سورهء فتح را بر مردم فروخواند مردى به آن حضرت گفت : اين چه فتحى است كه آنها ما را از زيارت خانهء خدا بازداشتند ؟ پيامبر فرمود : اين سخن بدى است ، بلكه آن بزرگترين فتح است . زيرا مشركان راضى شدند كه شما را بىگزند از سرزمينشان دور كنند و از شما درخواست صرف نظر كردن از ورود كنند و در امنيت به شما گرايش يابند ، در حالى كه از شما حوادث و مصائب ناگوارى ديده بودند ، و خداوند شما را بر آنان پيروز گرداند و شما را تندرست و پاداش يافته بازگردانيد ، و اين بزرگترين فتح است . مسلمانان گفتند : راست گفتى اى رسول خدا . و روشن است كه آن مرد عمر بن خطاب بوده است ، زيرا وى بيشترين ترديد را نسبت به رفتار پيامبر ( ص ) در اين مورد داشت - همچنانكه بيشتر كتب سيره به آن تصريح دارند .